تبلیغات
کلیپ های تصویری خنده دار و چت و DJ و عکس - داستان خنده دار خره و سوسکه
 

این داستان خنده دار نویسندش ۱۰ , ۲۰ نفر هستند

شما هم می تونید در قسمت نظرات داستان را ادامه بدهید

و ما در صورت تمایل خودتان با نام خودتان ادامه داستان را در وبلاگ قرار می دهیم

نظر بدهید منت به سرمون گذاشتیدSmiley

داستان خره و سوسکه

یه روزی یه خره بود که

عاشق یك سوسکه شده

یه روز كه خره داشته رد میشده . سوسكه یه نگاه معنا دار به خره میكنه 
خر دلش میریزه پایین .

اون ماجرا میگذره تا روزی كه

خره می ره خواستگاری سوسكه و

میشینن كه با هم صحبت كنن

خلاصه سوسکه باهاش عروسی میکنه

تا اینكه یه روز سوسكه داشته غذا میخورده كه یهو یادش میفته كه خره گرسنه هست !

خلاصه یه دیگ بزرگ میاره تا خره رو مهمون كنه

اما هر چی فكر می كنه نمی فهمه كه چی بپزه

که یهو تصمیم میگیرن برن ساندویچ فروشی

اقا خره می گه خانم سوسکه شما چی می خوریند ؟

سوسکه میگه من رژیمم

خره میگه عیبی ندارد سالاد می خوریم

با هم بحثشون میشه

و سوسکه میذاره میره

خره میره دنبالش و منت کشی

هر کاری می کنه سوسکه راضی نمیشه

بنظر شما بقیه ماجرا چی میشه!!!!!!!!!



نوشته شده توسط: ساحل مرجانی در ساعت : 10:09 ق.ظ موضوع  مطلب : داستان و شعر خنده دار
[ | نظر ها : نظر ]